شير على خان لودى

140

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

ديوان را با آدميان مواجهه و اختلاط بوده و نايكان دكن اين علم را از آنها در آن هنگام فراگرفته‌اند ، و اين قول مطابق است به روايت مورّخان كه گفته‌اند كيومرث را كه اوّل پادشاهان روى زمين بود در انتقام پسر ، با ديوان محاربات صعب روى داد و بسيارى از آنها به قتل رسيدند . از آن هنگام ديوان متوهّم گرديده به جبال دوردست افتادند و از نظر انسان مستور گشتند . و زعم گروهى آنكه ديوان هميشه از آدمى مستور بوده‌اند و احيانا بر آحاد النّاس ظاهر مىشدند ، و ليكن نايكان ملك دكن كه نسبت به ملكهاى ديگر ديولاخ است ، آنها را به زور سحر و جادو حاضر نموده ، موسيقى تعليم مىگرفتند و مدّتهاى مديد و عهدى بعيد تأليفات را به همان زبان ديوان كه آن را سهنس‌كرت گويند در مدح مهاديو و پسر لطيفش [ كه ] كينس نام داشت و ديگر ديوان ساخته بيت پرستش مىخواندند ، چه در معبدها و چه در مجالس اهل دول همين رسم بود و آن [ را ] كيت و سنكيت مىگفتند ، تا آنكه راجه‌مان فرمانرواى شهر اوجين يك دهربيت مشتمل بر ماجراى نايك و نايكا يعنى مرد و زن به زبان كواليار تصنيف كرد و در بهيرون راك بسته به حضور نايك چرجو كه سرآمد آن روزگار بود ، بخواند . نايك آن را نپسنديد و در انديشهء دور و دراز افتاد ، پس از ساعتى كه سر برآورد ، راجه پرسيد كه : چون صنعتى تازه از من به وقوع آمده است ، نايك را در محلّ تحسين و آفرين اين همه انديشه چرا روى داد ؟ نايك گفت : چه جاى تحسين است ، علم ما را كه از قرنهاى بيشمار بر روى كار بود ، امروز از رواج انداختى ، چه بااين‌همه تصرّف كه موسيقى را بر دلهاست چون به سرگذشت مرد و زن آميخته گردد و در عبارات سريع الفهم ادا شود ، اين طريق دشوار را كيست كه رغبت نمايد ؟ و نيز آگاه باش كه گناهى عظيم از تو سر زده كه عبادت را به لذّت بدل ساختى و به حكايات عاشقى و معشوقى برآميختى ، بسا مردم تن‌پرست باشند كه آن را بر مجاز فرود آورده از حقيقت غافل مانند ، و اين معنى سرمايهء فسادهاى عظيم گردد و معصيتهاى بزرگ از اهل عالم سر زند . راجه خجل گرديد ، و ليكن آن دهربيت چون بر زبانها افتاده بود ، شهرت يافت و اكثرى در تتبّع راجه دهربيتها ساخته ، هنگامهء نشاط گرم نمودند تا آنكه نايكان نيز به‌جز آن علاجى نديده به تصنيف دهربيت اشتغال نمودند ، چنانچه امروز مشهور و معروف است ، و پس از مدّتى ديگر سلطان حسين شرفى ، تخت‌نشين جونپور ، دهربيت را كه مشتمل بر چهار مصراع مىشد ، تخفيف داده بر دو مصراع مقرّر نمود و در آهنگ نيز تصرّفى كرده ، رنگين‌تر ساخت و به « خيال و چنكله » موسوم گردانيد ، و ليكن گفتگوى مجاز صريح‌تر نمود ، چنان كه تأويل‌كننده تا از ثقات نباشد ، خلاصهء مضمونش را به جانب حقيقت نتواند برد و بعد از آنكه گردش ادوار مقتضى صنعتى مجدّد گرديد ، [ نايك ] 104 كوپال كه در علم سنكت مهارتى عظيم داشت از دكن به صورت دعوى برآمده به جانب هندوستان متوجّه گرديد ، و گويند كه هزار و هفتصد